العلامة المجلسي
285
حياة القلوب ( فارسي )
گفتند : اى پيغمبر خدا ! ما چيز عجيبى ديديم . فرمود كه : چه ديديد ؟ گفتند : در منزل تو پير زال سفيد موى يك چشم كورى ديديم . وسخنان أو را نقل كردند . فرمود : أو زن من است ومن دعا مىكنم خدا عمر أو را دراز كند . گفتند : به چه سبب أو را دعا مىكنيد ؟ ! فرمود : چون خدا هيچ مؤمني را نيافريده است مگر آنكه أو را دشمنى هست كه أو را اذيت مىكند ، واين دشمن من است ، ودشمن من كسى باشد كه من مالك اختيار أو باشم بهتر است از آنكه كسى باشد كه أو مالك اختيار من باشد . پس هود عليه السّلام در ميان قوم خود ماند وايشان را بسوى خدا مىخواند ونهى مىكرد از عبادت بتها ومىگفت : ترك كنيد بتپرستى را وخداى يگانه را بپرستيد تا آبادانى در شهرهاى شما بهم رسد وحق تعالى باران بر شما بفرستد . پس چون ايمان نياوردند ، خدا فرستاد براي ايشان باد بسيار سرد از حد تجاوزكننده ، ومسخّر گردانيد آن باد را بر ايشان هفت شب وهشت روز ميشوم . حضرت فرمود : شومى آن به اين بود كه ماه منحوس بود به زحل هفت شب وهشت روز « 1 » . وبه سند حسن از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : بدرستى كه حق تعالى را بادهاى رحمت وبادهاى عذاب هست ، واگر خواهد كه باد عذاب را باد رحمت فرمايد ، مىكند ، وهرگز باد رحمت را باد عذاب نمىكند ، زيرا هرگز نمىباشد كه گروهى أطاعت خدا كنند وطاعت ايشان وبال گردد بر ايشان مگر آنكه از طاعت بگردند . وفرمود : چنين كرد خدا به قوم يونس عليه السّلام ، چون ايمان آوردند رحمت كرد بر ايشان بعد از آنكه عذاب را بر ايشان مقدّر ومقضى گردانيده بود ، پس تدارك فرمود ايشان را به
--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 329 .